دانی چرا در سیر خود لرزد قلم؟ ترسد در حق مظلومی زند ظلم را رقم

 قلمی از قلمدان قاضی افتاد.

شخصی که آنجا حضور داشت گفت: جناب قاضی کلنگ خود را بردارید!!!

قاضی خشمگین پاسخ داد:

 مردک این قلم است نه کلنگ تو هنوز کلنگ و قلم را از هم باز نشناسی؟

مرد گفت: هر چه هست باشد، تو خانه مرا با آن ویران کردی

رساله ی دلگشا عبید زاکانی

/ 2 نظر / 9 بازدید
ZAHRA S.K

خییییییییییییییییییلی زیبا بود مثل خودت

XXX

خیلی زیبااست ممنونم[دست]